الشيخ محمد علي الگرامي القمي

44

مرزها (فارسى)

مطلبى را بگوييم كه از تعجب و حيرت قلم ياراى نقل و نوشتنش را هم ندارد . نه هرگز چنين نيست ، بلكه به طورى كه اگر توفيق الهى مدد شد نظر خود را در بحث‌هاى آينده خواهيم گفت كه : به نظر ما علم امام علم ارادى است كه اگر بخواهد بداند مىداند يعنى اگر مائل باشد و از خداوند بخواهد كه چيزى را بداند مىداند . و اين را نه از جهت رواياتى كه دركتاب كافى وسائر كتب حديث نقل شده كه : « اذاشاواعلموا » مىگوئيم « 1 » تا گفته شود اين احاديث به طورى كه علامه مجلسى در مراة العقول گفته و علماء رجال نيز بيان كرده‌اند سند درستى ندارد . بلكه جمع ميان روايات مخالف ، اين طور اقتضا دارد . كه به توفيق الهى اين روايات رابعداً اشاره خواهيم نمود . بعلاوه روايات صحيح السند در دست است كه امام و پيامبر اگر دعائى كنند و از خداوند چيزى بخواهند حتما مستجاب خواهد شد ، آن گاه آيا مىتوان گفت كه امام ، علم به چيزى رااز خداوند بخواهد و خدا به او ندهد ؟ وشايد در برخى موارد عيب هم باشد كه امام با اصرار و پيگيرى مىخواهد مطلبى راكشف كند ولى هر چه زحمت بكشد نتواند . آرى امام هرچيز را نمىخواهد ، و به تعبير ما تارضاى دوست را به دست نياورد از او چيزى نمىخواهد و به فرموده قرآن مجيد « و ما تشاؤن الا ان يشاء الله » تا خدا نخواهد شما نمىخواهيد ، و به قول علامه مجلسى درمراة العقول : « خواست ائمه در اين روايات « اذا شاوا علموا » به اين معنى است كه خواست آن‌ها خواست خداست و اگر

--> ( 1 ) - / اگر بخواهند بدانند مىدانند .